شبیه برگ پاییزم
پس از توقسمت بادم...
ولی...
ولی هرگز نخواهی رفت از یادم...
و...این یعنی در اندوه تو میمیرم
در این تنهایی مطلق...
که می بندد به زنجیرم...
تو ای همپای شب های غزلخوانی...
خداحافظ
به پایان آمد این شبهای تنهایی...
خداحافظ
آخه این چه جور وبلاگیه همه لینکاوتاریخ هاو آپ وهمه ...همه رفته پایین صفحه
میگه درست نمیشم که نمیشم
ببخشید این شکله بی ادبی می کنه یه آینه گذاشتم جلوش باخودشه...بله داشتم میگفتم که(ادامه)البته دست خودش نیست باید درست بشه اما چجوری نمیدونم...
وای چقدر حرف زدم...
یه چیز بگم وبرم...اگه راه حلی دارید بگید...ممنون میشم.
خداحافظ
فرشته از سنگ پرسید؛چرا از خدا نمیخوای که تورا انسان کن؟؟؟
سنگ پاسخ گفت؛هنوز آنقدرسخت وسنگدل نشدم که انسان بشم...
سلام
میبینیدما چقدر سنگدل شدیم کاش میشد باهم مهربون بودیم کاش میشد قدر همدیگر روبدونیم. . . کاش می فهمیدیم که برای باهم بودن زمان کم داریم. . .
بابا کی گفته تعطیله...شایعه است.