*ღ برگی از دفتر خاطرات من ღ*

♥بنام خدای عزیزم♥

*ღ برگی از دفتر خاطرات من ღ*

♥بنام خدای عزیزم♥

آپم

سلام دوستان آپم بیاید.توی وبلاگم(دلنوشته دریا)

خداحافظ

سلام دوستای خوبم میخوام دیگه توی این وبلاگ مطلب ننویسم...اما از این به بعد وبلاگ دل نوشته دریا رو به روز می کنم.اگه دوست داشتید برای خوندن مطالبم به اون وبلاگ سربزنید انشاا...دوستانی که اینجا لینک کردم رو در اونجاهم لینک می کنم.

آدرس وبلاگ دل نوشته دریا؛DARYA1997.MIHANBLOG.COM

خداحافظ

.....

از میان تمام بازی های کودکانه(یادم تورا فراموش)را خوب بلد بودی.

گمت کردم

نه مرا طاقت غربت نه تورا خاطرات غربت

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم

ساده بودم که تورا ساده تجسم کردم

بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم

آشنا با همه پنجره های شهرم چون تورا پشت همین پنجره ها گم کردم.

...............

فکرکنم...همه دوستام بامن قهر کردن آخه دیگه نظر نمیدن...

خب وقت نمی کنم بیام وبلاگتون نظربدم...

خداحافظ

برو...خداحافظ

مطمئن باش و برو

ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و...

وچه زشت به من وسادگی ام خندیدی

به من...

به من وعشق پاکی که پراز یاد تو بود

و...خیالم می گفت تا ابد مال تو بود

تو برو...

برو تا راحت تر تکه های دل خودرا آرام سرهم بندبزنم.

این مطلب فقط برای خنده است وهیچ ارزش قانونی ندارد.

پیچاره مردا...واقعا میگما...آخه

اگه تیپ بزنن میگن با کی قرار داره؟

تیپ نزنه میگن اصلا سلیقه نداری.

زیاد بخندند میگن دیوونه شده.

نخندن میگن چه مرگته؟

شام بخوان میگن فقط به فکر شکمشه.

شام نخوان میگن معلوم نیست با کی شام خورده.

وچیز های دیگری هم هست که از نوشتن آونها معذورم.

ولی خداییش این مردای بیچاره چه کار کنن؟؟؟


لطیفه

سلام دوستان خوبم میدونید راستش دارم میمیرم دلم بدجوری گرفته سعی می کنم خودمو سرحال نشون بدم که یکم یادم بره بخدا از این حالت خودمم خسته شدم به خدا خودمم نمیدونم برای چی اینجوری دلم...اما..

اگه لطیفه ای چیزی سراغ داشتی تو نظرات بگید یکم با بچه ها(منظورم دوستان است)بخندیم...

خلاصه یکاری کنید من دوستایی که دلمون گرفته یکم از این اوضاع قاراشمیش دربیایم...

قاراشمیش؟؟؟عجب جذاب شدما

خوشحال .شاد. خندانم

در وصف خسیسان وبخیلان...

معمولا هر ده سال یکبار کفش میخرن وهمون ده سال یکبار هم میرن مغازه به فروشنه میگن ما بازم اومدیم!!!

در مسابقات رالی در صورت امکان مسافرم هم میزنن.

وقتی کارت اینترنتشون تموم میشه میندازنش تو آب جوش.

حتی الامکان بعد از تناول موز تا ساعت ها آب نمی خورن تا مزه موزه نره.

واگه قصد خود کشی داشته باشن با برق همسایه اینکارو می کنن.

عجب...؟؟؟خدارو شکر که من اینجوری نیستما ...امروز خیلی خوشحالم...

خوشحال و شادو خندانم...و دوباره خوشحال وشاد وخندانم...و.........بقیش یادم نیست...آخه یه 40 سالی از اون دوره میگذره؟؟؟!!!!

جانم!!! عجب چاخانی حداقل توجیه خوبیست.

خدانگهدار واسه همیشه

داره جاده به پایان می رسه...

خداحافظ همسفر