-
تو...
جمعه 27 آبان 1390 20:57
بنام خدای مهربونم من به این تاریکی عادت دارم،تو این تاریکی را نشانم دادی... تو مرا به این تاریکی فرا خواندی... و... وخود در روشنایی به من وغربت چشمان خیسم خندیدی. زینب فراهانی صبر کن سهراب! گفته بودی:قایقی خواهم ساخت. قایقت جادارد؟ منم از اهل زمین دلگیرم...! (برداشت از وبلاگ هی تو)
-
...
دوشنبه 23 آبان 1390 22:08
من تو را باز کجا خواهم یافت؟ جز در اندیشه خویش وبه جز قصه هجران وشکیب... آه... ای دل من چیست افسانه عمر؟ دیگه به سلام ها دل نمی بندم از خداحافظی ها غمگین نمی شوم دیگر عادت کرده ام به تکرار یک نواخت دوری ودوستی. سلام دوستان عزیزم خوب هستید؟ چه خبرا؟ امیدوارم خوب باشید چند روزه احساس میکنم خیلی خون سرد شدم خیلی بی تفاوت...
-
عید
دوشنبه 23 آبان 1390 13:58
روز عیده اومدم درد و بلاتو بخرم نمک عشقتو باز بپاشی رو جگرم با همین روی سیاهم آقا جون دوست دارم با همه بار گناهم آقا جون دوست دارم هر چی من فراری ام از در خونت می بینم باز میای سر راهم آقا جون دوست دارم پای عشقت که وسط میاد گناه یادم میره کم میشه بار گناهم آقا جون دوست دارم من می ترسم آخرش تو رو ندیده بمیرم تو بگی این...
-
قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین
جمعه 20 آبان 1390 14:21
خدایا منو تنها نزار هیچ وقت هی...چوقت هی...چوقت دوستت دارم خدا
-
سکوت بهترین بهانه برای نوشتن...
چهارشنبه 18 آبان 1390 15:12
گاهی خیال می کنم زمن بریده ای بهتر از من در دلت برگزیده ای از من عبور میکنی و دم نمیزنی تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای ولی دیده ای... دفتر خاطرات من پر شده از غم وحسرت چند صفحه حرف نگفته،چند صفحه ماتم وغربت تا به کی گوشه نشستن عکس فردا رو کشیدن تا به کی رفتن و رفتن... اما هیچ جا نرسیدن یا که موندن پشت دیوار ویه...
-
خدایا...
سهشنبه 17 آبان 1390 17:48
-
عنوانش عشق است...
دوشنبه 16 آبان 1390 10:19
کم کم ،کم کم عاشقم شو اما محکم عاشقم شو کم کم بیا نزدیک ترم می خوام باشی دور و برم .... نترس این عشق می مونه خدا باماست دیوونه نترس این عشق پا برجاست نترس عشقم خدا باماست نترس این راه همواره هوامونو یکی داره ... ... ... خدا وصیت منو...گوش بده نامه امو بخون شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون میسپارمش بهت میرم تمام تارو...
-
صدای دل
چهارشنبه 11 آبان 1390 21:18
بنام خدای مهربونم یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون ولیلی کم نبود بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود بامن دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهدو پیمان را شکست بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست عشق من از من گذشتی خوش گذر؟ بعد این حتی تو اسمم را مبر عاشقی را دیر فهمیدی چه سود؟...
-
هوای بارونی
جمعه 6 آبان 1390 14:49
بنام خدای عزیزم دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم دلم گرفته اسمون از خودتم خسته ترم سه روزه دل آسمونم گرفته بالاخره بغض آسمونم شکست...بالاخره اونم بارید اونم نتونست غرورشو حفظ کنه اونم شکست... آسمون دست توهم رو شد...دیگه مخفی کردن سودی نداره سه روزه که آسمون ابرارو مهمون دلش کرده هوای خیلی قشنگیه میشه گفت رمانتیکه......
-
سکوتم را بشنو...
یکشنبه 1 آبان 1390 21:59
در بهاران رفتی و... پس از مدت ها در بهاران آمدی باز نگذار بهاران دگر کوچ کنند... وداع را آنشب... میان کوچه تاریک... بی خشم باد بی فروغ مهتاب بی زمزمه رود ...پذیرفتم... من وتو... خم وپیچ کوچه های تنگ را... برای عشقهایمان برگزیدیم که در بیگانگی،آشنا نبیند... و عاقبت... بیگانگی را از آشنائیمان آموختیم... ""هیچ...
-
عنوانش دلتنگی است...
پنجشنبه 28 مهر 1390 15:41
من دلم تنگ کسی است . . . که به دلتنگی من می خندد . . . باور عشق برایش سخت است ای خدا باز به یاری نسیم سحری میشودآیا دل به دل نازک من بربندد؟ می نویسم نامه وروزی از اینجا میروم... با خیال او ولی تنهای تنها میروم... شاید او حتی نگوید کیستی؟ شاید او حتی بگوید لایق من نیستی می نویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من...
-
نسیم ندامت
یکشنبه 24 مهر 1390 23:03
در دلم غوغایی است در دلم آشوبی است... گیج...گیجم... دریای دلم طوفانی است... دست دردست غم... خیره... چشمانم...ناخدایم را گم کرده است... درکجا گم کرده ام راهم را؟...؟ خدایم را؟...؟ نسیم ندامت می وزد آرام... همره بارش درد آور باران... 90/7/17 روزها یکی پس از دیگری می گذرند... ومن نمیدونم هنوزم کجای جاده زندگی قرار...
-
اونی که عاشق توبود
چهارشنبه 20 مهر 1390 17:05
میاد روزی که دلت تنگ میشه برای من تو روز خوش نمیبینی در میاری اشک های من هر روز ازت دل میکنم دوباره عاشقت میشم نفرین نمیکنم ولی نمیدونی چی میکشم نه میتونم باهات باشم نه میتونم ردت کنم دلم میگه اون روز میاد که تورو مهربون کنم کیو داری زجرش میدی؟اونی که عاشق توبود؟ یکی که همخونه دستاش تو دستای توبود یکی که از دنیا براش...
-
عنوانی نداره
شنبه 16 مهر 1390 13:51
چه قدر سخته بخوای سنگدل باشی اما نتونی بخوای که به جای قلب یه تیکه سنگ تو سینه ات باشه اما وقتی که می خوای سنگدلی تو ثابت کنی ببینی که اشتباه می کردی وهنوز هم قلب داری نه یه سنگ که جایگزین قلبته خیلی وقتا می خوام به همه چی بی تفاوت باشم اما خب نمیشه ولی گاهی انقدر یک مسئله که برات قدر یه دنیا مهمه بی ارزش میشه که...
-
عاشقت...
چهارشنبه 13 مهر 1390 14:19
کارت دعوت می فرستم در خونت تا بیای به ختم عاشق دیوونت تو که رفتی عاشقت دق کرد...و مرد تنها و غریب وبی کس جون سپرد سرمزارش که میای رخت سیاه تنت نکن گریه نکن فایده نداره دیگه گریه کردنت بگو گناه اون چی بود...ظالم به جزء؛یه عشق پاک دیگه اونو صدا نزن بزار "بخواب"زیر خاک
-
سفر...
یکشنبه 3 مهر 1390 23:02
دل من باز گریست قلب من باز ترک خوردو شکست ... ... ... باز هنگام سفر بود... و من از جشمانت می خواندم که به آسانی از این شهر سفر خواهی کرد... از این "عشق" گذر خواهی کرد و... نخواهی فهمید بی تو این باغ... "پر از پاییز است" "وداع" "حالا که مجبوریم باهم دیگه وداع کنیم بیا به یاد اون روزها...
-
عاشقم کرده
چهارشنبه 30 شهریور 1390 23:11
سلام دوستای خوبم... امروز میخوام به همراه خاله ی عزیزم این شعررو تقدیم شما دوستان کنم... «خدایا عاشقم کرده کناره "من" نمیمونه داره دل می کنه میره دلش دیگه پشیمونه خدایا عاشقم کردو حالا از بودنم سیره دل بی رحم "اون"انگار یه جای دیگه ای گیره "خودش با "من" نمی مونه میگه قسمت "ما...
-
خودت بخون...
سهشنبه 15 شهریور 1390 19:10
زیر پتوی تار شب، بغض گلومو می شکنم که هیچکی باخبر نشه،اونی که میشکنه منم قصه ی من حکایت گریه تلخ وبی صداست کو کسی که منو فقط بخاطر خودم بخواد؟ باز یکی بود یکی نبود،به زیر گنبد کبود سهم من از ستاره ها،حتی یه چشمکم نبود چرا یه قلب ساده رو،کسی ازم نمیخره؟ چرا همیشه بی کسی،سهم دل ساده تره؟ چرا رسم زمونه همیشه بی وفایی؟...
-
بگید بباره...
یکشنبه 13 شهریور 1390 19:26
بگید بباره بارون دلم هواشو کرده بگید تموم شدم من بگید که برنگرده بهش بگید شکستم بهش بگید بریدم نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم... دختر کاغذی
-
سلامی دوباره
شنبه 12 شهریور 1390 12:01
سلام دوستان با وفای من که اصلا به من سرنمیزنن...بابا گفتیم تعطیله نگفتیم که نظر ندید... نمیدونم کدوم وبمو آپ کنم به نظر شما کدوم وبمو بروز کنم ,ب نوشته های دختر کاغذی رو یا برگی از دفتر خاطرات من؟؟؟ darya1997.mihanblog.com zinat.blogsky.com نظر بدید بگید کدوم وبلاگمو بروز کنم...
-
تعطیل شد
دوشنبه 31 مرداد 1390 23:44
تعطیل شد
-
نوشته منشی دکتر نیما افشار
یکشنبه 12 تیر 1390 11:26
آپ کنم؟؟؟ نکنم؟؟؟ هیچکدام؟؟؟ آهان واقعا؟؟؟ هه هه هه
-
خداحافظ
جمعه 10 تیر 1390 22:20
شبیه برگ پاییزم پس از توقسمت بادم... ولی... ولی هرگز نخواهی رفت از یادم... و...این یعنی در اندوه تو میمیرم در این تنهایی مطلق... که می بندد به زنجیرم... تو ای همپای شب های غزلخوانی... خداحافظ به پایان آمد این شبهای تنهایی... خداحافظ Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE
-
.....
پنجشنبه 9 تیر 1390 13:38
از دست یه نفر عصبانیم... خودش میدونه کیه...درسته؟؟؟
-
حوصله ام سررفته
پنجشنبه 9 تیر 1390 13:27
سلام نمیدونم چی بنویسم...حوصلم سررفته... قول میدم فردا بیام یه شعری چیزی بنویسم فعلا...خدانگهدار
-
خرابی
جمعه 3 تیر 1390 22:44
آخه این چه جور وبلاگیه همه لینکاوتاریخ هاو آپ وهمه ...همه رفته پایین صفحه میگه درست نمیشم که نمیشم ببخشید این شکله بی ادبی می کنه یه آینه گذاشتم جلوش باخودشه...بله داشتم میگفتم که(ادامه)البته دست خودش نیست باید درست بشه اما چجوری نمیدونم... وای چقدر حرف زدم... یه چیز بگم وبرم...اگه راه حلی دارید بگید...ممنون میشم....
-
کاش میدونستیم...
جمعه 3 تیر 1390 22:26
فرشته از سنگ پرسید؛چرا از خدا نمیخوای که تورا انسان کن؟؟؟ سنگ پاسخ گفت؛هنوز آنقدرسخت وسنگدل نشدم که انسان بشم... سلام میبینیدما چقدر سنگدل شدیم کاش میشد باهم مهربون بودیم کاش میشد قدر همدیگر روبدونیم. . . کاش می فهمیدیم که برای باهم بودن زمان کم داریم. . .
-
شایعه ای بس بزرگ ونیرومند
پنجشنبه 2 تیر 1390 09:42
بابا کی گفته تعطیله...شایعه است.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 13 خرداد 1390 13:43
تعطیل شد
-
دوباره نظراتتونو بگید
جمعه 13 خرداد 1390 13:41
سلام دوستان چند نفری نظر داده بودندمنم حواسم نبود همه رو پاک کردم حتی نمیدونم کیا نظر داده بودن!!! میخواستم از عصبانیت منفجر شم میشه کسایی که میدونن نظرشون تایید نشده دوباره نظرشونو بنویسن من میمیرم از کنجکاویا. ممنون.