*ღ برگی از دفتر خاطرات من ღ*

♥بنام خدای عزیزم♥

*ღ برگی از دفتر خاطرات من ღ*

♥بنام خدای عزیزم♥

تو...

بنام خدای مهربونم


من به این تاریکی عادت دارم،تو این تاریکی را نشانم دادی...

تو مرا به این تاریکی فرا خواندی...

و...

وخود در روشنایی به من وغربت چشمان خیسم خندیدی.


زینب فراهانی



http://s2.picofile.com/file/7187486555/24qso74_1_Copy_Copy.jpg

صبر کن سهراب!

گفته بودی:قایقی خواهم ساخت.
قایقت جادارد؟
منم از اهل زمین دلگیرم...!‬

                  (برداشت از وبلاگ هی تو)


          

...

من تو را باز کجا خواهم یافت؟


جز در اندیشه خویش وبه جز قصه هجران وشکیب...


آه...

ای دل من چیست افسانه عمر؟


http://s2.picofile.com/file/7183666983/1295387903597058_large.jpg


دیگه به سلام ها دل نمی بندم

از خداحافظی ها غمگین نمی شوم

دیگر عادت کرده ام به تکرار یک نواخت دوری ودوستی.



سلام دوستان عزیزم خوب هستید؟

چه خبرا؟ امیدوارم خوب باشید

چند روزه احساس میکنم خیلی خون سرد شدم خیلی بی تفاوت شدم

حتی مریم دوستم هم بهم گفته که خیلی سرد وبی تفاوت شدی

دیگه مثل قبل مزه پرونی نمیکنم

خانم مشاورمون میگه بخاطر اینکه بزرگ شدی پس انتظار نداشته باش  مثل قبل

شیطنت کنی...

اما من دلم می خواد مثل قبل باشم خیلی جدی شدم

به نظر خودم این خیلی بده

خیلی خشکم؟؟؟نه؟؟؟

دیگه مثل زینب قبل نیستم

دختر احساسی

از دنیایی که دوسش دارم دور شدم دیگه مثل قبل اطرافم رو شاعرانه نمی بینم.

ببخشید اگه یک موقع به سردی جواب نظراتتون رو میدم 

دست خودم نیست.


عید

روز عیده اومدم درد و بلاتو بخرم 

 

نمک عشقتو باز بپاشی رو جگرم 

 

با همین روی سیاهم آقا جون دوست دارم 

 

با همه بار گناهم آقا جون دوست دارم 

 

هر چی من فراری ام از در خونت می بینم 

 

باز میای سر راهم آقا جون دوست دارم 

 

پای عشقت که وسط میاد گناه یادم میره   

کم میشه بار گناهم آقا جون دوست دارم  

 

من می ترسم آخرش تو رو ندیده بمیرم 

 

تو بگی این یکی رو می خوام ندیده بگیرم

 

از خدا می خوام فقط که روی زانوت بمیرم 

 

تو بگی می خوام بدیهات ندیده بگیرم 

 

از خدا می خوام فقط که روی زانوت بمیرم 

 

تو نوازشم کنی بگی ندیده می گیرم

قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین

خدایا منو تنها نزار هیچ وقت


                    هی...چوقت       هی...چوقت


http://s2.picofile.com/file/7180621612/faghat_khoda.jpg


دوستت دارم  خدا




 

سکوت بهترین بهانه برای نوشتن...

گاهی خیال می کنم زمن بریده ای

بهتر از من در دلت برگزیده ای

از من عبور میکنی و دم نمیزنی

تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای


           ولی دیده ای...


http://s2.picofile.com/file/7163127953/Copy_of_3200_1_.jpg



دفتر خاطرات من پر شده از غم وحسرت


چند صفحه حرف نگفته،چند صفحه ماتم وغربت


تا به کی گوشه نشستن عکس فردا رو کشیدن


تا به کی رفتن و رفتن...


اما هیچ جا نرسیدن


یا که موندن پشت دیوار ویه توجیه


       اینه بن بست

       بسه رفتن...

http://s2.picofile.com/file/7178675050/Copy_of_315jwk4.jpg

مثل اون پرنده ایم که تو قفس فکر فراره


ولی وقتی میره بیرون،نمی دونه کی رو داره

خدایا...

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

عنوانش عشق است...

کم کم ،کم کم عاشقم شو


       اما محکم عاشقم شو


کم کم بیا نزدیک ترم

       

        می خوام باشی دور و برم


....


نترس این عشق می مونه


       خدا باماست دیوونه


نترس این عشق پا برجاست


        نترس عشقم خدا باماست


نترس این راه همواره


         هوامونو یکی داره


...     ...     ...

http://s2.picofile.com/file/7176858816/e5e8qv92jm3cukbnywir_Copy.jpg

خدا وصیت منو...گوش بده نامه امو بخون


شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون


میسپارمش بهت میرم تمام تارو پودمو


یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو


خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده اشو


کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایه اشو


...بهش بگه دوسش داره...خیلی بده زمونمون


خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون...


       مجید خراطها


http://s2.picofile.com/file/7176857204/Copy_of_369.jpg

سلام 

روز شنبه رفتم انجمن شاعران جوان هر شنبه برگزار میشه

از اساتید دانشگاه دعوت کرده بودن منم بعد از سخنرانی بسیار استاد

با اعتماد به نفس کامل که انگار فروغ فرخزادم گفتم من می تونم شعرمو بخونم؟

استاد گفت؛بله دخترم بخون

منم شعر نسیم ندامت رو که توی آپ های قبلی براتون نوشته بودم رو خوندم

استاد گفت؛احساساتت رو خوب بیان کردی ولی الانه دیگه شعر نیمایی

طرفدار نداره بهتره بری تو کار شعر سپید در ضمن یکم هم وزنش اشکال داره

منم با لبخند گفتم؛بله استاد متوجه ام.

بعد از اینکه بقیه اعضا هم شعراشون رو خوندن واستاد هم برای هر کدوم اشکالاتی رو گرفت.

خودش یکی از شعراش رو خوند

خداییش در مقابل شعرای استاد شعرای ما نثر بود

صدای دل

بنام خدای مهربونم



یار ما را از جدایی غم نبود


        در غمش مجنون ولیلی کم نبود


بر سر پیمان خود محکم نبود


       سهم من از عشق جز ماتم نبود


بامن دیوانه پیمان ساده بست


        ساده هم آن عهدو پیمان را شکست


بی خبر پیمان یاری را گسست


         این خبر ناگاه پشتم را شکست


عشق من از من گذشتی خوش گذر؟


          بعد این حتی تو اسمم را مبر


عاشقی را دیر فهمیدی چه سود؟


          عشق دیرین گسسته تارو پود


گرچه اب رفته باز آید به رود


           ماهی بی آب دگر نماند به رود

http://s2.picofile.com/file/7173270000/Copy_of_23456_406.jpg

تقدیم به چشمانی که در راه ماندند

و...

دل هایی که آنهارا ندیدند...

و تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست وعهدی که هیچ کس به آن


                               

                                          "وفا نکرد..."


می شنیدم نیمه شب در خواب


های های گریه هایش را


در صدایم گوش میکردم


درد سیال صدایش را



شرمگین می خواندمش بر خویش


از چه رو بیهوده گریانی؟


در میان گریه می نالید


دوستش دارم نمی دانی؟


"فروغ"




هوای بارونی

بنام خدای عزیزم

دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم

دلم گرفته اسمون از خودتم خسته ترم


سه روزه دل آسمونم گرفته

بالاخره بغض آسمونم شکست...بالاخره اونم بارید اونم نتونست غرورشو حفظ کنه

اونم شکست...

آسمون دست توهم رو شد...دیگه مخفی کردن سودی نداره

سه روزه که آسمون ابرارو مهمون دلش کرده هوای خیلی قشنگیه میشه گفت

رمانتیکه...

من همیشه عاشق پاییز بودم وهستم

هوای پاییز همیشه قشنگه...

دوست داشتم همه فصل ها مثل پاییز بود...

این روزا دل منم بدجوری گرفته...

نمیدونم چمه؟؟؟


تو خوب می فهمی مرا 

                     وقتی پر از بهانه ام



آسمون خیلی قشنگه نمیدونم چجوری احساساتمو بیان کنم فقط میتونم بگم...

عالی ودلگیره...


آسمون دلش گرفته پر ابر پر بارون

مثل وقتی که جدا شد...

لیلی از چشای مجنون...

قسمت ما شده انگار صبر وتنهایی دوری...

بخدا دلم گرفته...

چه کنم از درد دوری؟؟؟



چه خوبه همدردی مثل آسمون داشتن...



باز پاییز است...

باز این دل از غمی دیرین لبریز است...

باز میلرزد به خود سر شاخه های بید سرگردان...

باز فرو میریزد بر چهره ام باران...



من میرم ولی باز تو بدون

همیشه یاده تو از خاطرم فراموش نمیشه



وقتی مطلبو مینویسم این شعرا به ذهنم میرسه

دوست دارم هرچی که در ذهن ودلم موج میزنه رو بنویسم...


سهم من از تو دوریه...

http://s2.picofile.com/file/7169036662/nd1xfp_1_.jpg




سکوتم را بشنو...

در بهاران رفتی


و...

پس از مدت ها


             در بهاران آمدی

باز نگذار


             بهاران دگر کوچ کنند...



http://s2.picofile.com/file/7165627311/6451645464654_166.jpg


وداع را آنشب...


میان کوچه تاریک...


بی خشم باد


بی فروغ مهتاب


بی زمزمه رود


               ...پذیرفتم...


http://s2.picofile.com/file/7165623759/55555555.jpg


من وتو...


خم وپیچ کوچه های تنگ را...


برای عشقهایمان برگزیدیم


که در بیگانگی،آشنا نبیند...


و عاقبت...


بیگانگی را از آشنائیمان آموختیم...



""هیچ ندارم که بگویم...

چرا...دارم

بشنو...

بشنو...

سکوت سنگینم را...

در لبخندم چه میبینی؟؟؟

غمم را بخوان...